العلامة المجلسي (مترجم :خسروى)

100

بحار الأنوار (ج23 تا 27) (بخش امامت) ( فارسى)

باشد سزاوار است كه خدا او را بيامرزد . * حبيش بن معتمر گفت خدمت على عليه السّلام رسيدم او در صحن مسجد تكيه كرده بود عرضكردم سلام عليك يا امير المؤمنين و رحمة اللَّه و بركاته حال شما چطور است . آن جناب سر بلند نمود و جواب مرا داد فرمود هم اكنون در حالى هستم كه دوست دارم دوستدار خود را و صبر ميكنم بر دشمنى دشمنانم دوستان ما منتظر آسايش و فرج در هر شب و روز هستند و دشمنان ما بنيانى را بنا نهاده بر كنار گودالى سراشيب كه هر آن انتظار سرازير شدن آنها است . * حضرت صادق عليه السّلام بداود رقى گفت برايت توضيح ندهم حسنه‌اى را كه هر كس انجام دهد از وحشت روز قيامت در امان است و آن سيئه‌اى كه هر كس انجام دهد خداوند او را به صورت در آتش مياندازد ؟ گفتم چرا . فرمود : حسنه حب ما است و سيّئه دشمنى با ما است . * حارث اعور گفت خدمت امير المؤمنين عليه السّلام رسيدم فرمود : براى چه آمده‌اى . گفتم علاقه بشما مرا اينجا آورده فرمود : ترا به خدا راست بگو فقط محبت ترا آورده گفتم آرى . فرمود اينك براى تو جريانى را ميگويم كه پاداش آن را ببينى . هيچ بنده‌اى نمىميرد كه مرا دوست داشته باشد جز اينكه مرا خواهد آن طور دوست دارد و نخواهد مرد بنده‌اى كه با من دشمن است جز اينكه مرا مىبيند آن طور كه موجب ناراحتى او مىشود . * حضرت صادق عليه السّلام بعمر بن حنظله فرمود اى ابا صخر خداوند دنيا را هم به كسى كه او را دوست ميدارد و هم به كسى كه با او دشمن است ولى مسأله ولايت را نميدهد مگر به برگزيدگانش به خدا قسم شما بر دين من و دين آباى من هستيد . * فرمود به خدا قسم شفاعت خواهم كرد به خدا قسم شفاعت خواهم كرد البته سه مرتبه تكرار كرد تا جايى كه دشمن ما ميگويد ما شفاعت‌كننده و